
دلم می خواد داد بزنم!
داد بزنم و هرچی که در درونم هست رو بریزم بیرون تا شاید بتونم نفسی همراه با آرامش بکشم...
اونقدر فریاد بزنم که دیگه صدایی برام باقی نمونه.
کاش می شد یه سری خاطرات رو برای همیشه ریخت بیرون،استفراغشون کرد و راحت شد!
...
چاره ای نیست،عزیزکم،استفراغ کن!چاره ای دگر نیست.
این استفراغ خاطرات است بر چهره ی مقدس عشق!
آری،عزیزکم،
استفراغ کن!

ایزم مشکلت چیه؟چقد این پست دریتیه
ReplyDelete