Saturday, September 5, 2009

Not me,Not you…!


اینک این منم و
لغزیدن روی پوست تو
در امتداد شب
چشمان پر خواهش من،
نگاه پر نیاز تو
لب های عطش کرده ی من
نفس های پر هوس تو
پیچ و تاب گیسوان من
تابیدن انگشتان تو
هرم تن تو
ذوب سرانگشتان من...

اینک این منم و
حصار استوار دستانت
سر به روی سینه ات گذاشتن
شنیدن موسیقی وجودت،
ضربان بودنت،
و حس لطیف جریان زندگی
در شریان هایت!

منم و
تن به تن تو سپردن
!تن به آتش سپردن
مستی من
هستی من
نیستی من
همه تو
همه تو...

غرق شدن در ژرفای تو
بی امید نجاتی
زان رو که شاید نجاتم
در همین غرق شدگیست...!
غرق خواهم شد
در تو
بی حتی دست و پا زدنی
در اوج تمنای بودن...

اینک این منم و
!تو
نه جسمی باقیست
و نه روحی
نه منی
و نه
تویی

نه منی
و نه
تویی

نه منی
و نه
تویی

No comments:

Post a Comment